عبد الرحمن جامى
21
مرقع نى نامه جامى ( فارسى )
زرنشان حاشيهء قطعات مرقّع نىنامه ، كه در طرح و تركيب « بازوبندى » از نقشمايههاى باستانى ايرانى است در تشعير 58 و كتابآرايى ، كمتر به كار رفته است و كاربرد آن در تشعير بيشتر از مختصّات كار محمّد هادى است . درون قابهاى بازوبندى با طلاى پخته و خام گل و بته سازى و به صورت تند و كند قلمانداز و با پرداز ظريفكارى و گزاره شده و آبخور بتهها و لبهء برگها به رنگى متفاوت ، با زر سبزارنگ و زنگارين ، پرداخت گرديده است . با اين رنگبندى كه نمودارى از توان و قدرت استادان قديم در رنگشناسى است ، رنگ سراسر زرين گسترهء كار ، كه بسا در كاربرد نابرجا شوخ و سبكسار نمايد ، با پرده رنگهاى گونهگون از يكنواختى و چشمفرسايى به درآمده ، جلوهاى شكوهمند و فاخر يافته است . تذهيب مرقّع آميخته از سبك دورهء تيمورى و صفوى است . اين درآميختگى اگر در تناسب و هم قلمى با قدمت متن و تداعى سبك به عمد صورت پذيرفته باشد مبيّن غايت ذوق و سليقهنمايى كتابآرايان است . بيشترين مشخّصه در تشبّه به سبك تيمورى تفكيك اجزاء طرحهاى مركّب و جامع با خطوط و سطوح هندسى به قاعدهء طرد و عكس و زير و رو است . در مكتب صفوى اين طرز تركيب صورتهاى درهم تافته و متقارن و متماثل دارد و قوس و دور بر سطح و خطّ فزونى مىيابد . رنگها و نيمرنگهاى گرم زمان صفوى ، خاصّه رنگ « آل » كه رنگ گزيده و پسنديدهء آن دوران است ، سبك كهنهسان و كهننماى تذهيب و تزيين را به زمان حقيقى خود باز مىآورد . به كار داشتن رنگهاى متضادّ و گرم و سرد كه بىهيچگونه تنافر در كنار هم خانهگير و اخت گردد ، از وجوه تمايز رنگگزينى از اواخر عصر صفوى به بعد و نوعى بازگشت و تجديد عهد است با رنگآميزى و رنگپردازى در هنر نقّاشى باستانى ايرانى . در هنر سنّتى زمان مظنّه و ضابطهء مطلق تشخيص و تعيين سبك نيست . بسيارى از هنرمندان پرواى ادامهء شيوههاى بلافصل خود را نداشته ، كارمايهء هنر خويش را قلم بر قلم از استادان متقدّم برگرفتهاند . تشبّه به سبك قدما خود نوعى الزام و تقيّد به احياء و حفظ سنّت بوده است . مرقّعبندى دستنويس نىنامه كاغذ نىنامه از نوع كاغذ معروف به خانبالق 59 يا ختايى است ، خوشقلمترين كاغذ خوشنويسپسند در قديم كه در زمان توليد و صدور هم به علت كميابى و بهاى گزاف فقط در آثار نفيس استادان بزرگ كاربرد داشته است . كاغذ خانبالق يا ختايى كه در